ناصر الدين انصارى قمى

179

اختران فقاهت ( فارسى )

آقا مىفرمايد : خير ، ولى شنيده‌ام شما در اتاقتان عكس على محمّد باب را زده‌ايد . او در پاسخ ، به همان جوابهاى سست پيشين استناد كرد . در پايان ، مرحوم آقا به او گفت : اين چند مورد كه گفتگو شد ، هيچ كدام به تنهايى موجب بابى بودن نمىشود ، اما وقتى كنار هم قرار گرفت ، نمىشود ساده از آن گذشت . لذا ، آيت اللّه قمى به مردم دستور داد كه آنان را از قم بيرون كنند . مردم هم با حمله به خانهء آنان ، شهر قم را از لوث وجود آنان پاك كردند . « 1 » تواضع و فروتنى ديگر از ويژگيهاى آن فقيه سترگ ، فروتنى و تواضعش ، بويژه در راه تحصيل علم و دانش بود . در اين جهت ، او ملاحظهء نام و عنوان خود را نمىكرد و از همه كس ، علم را فراگرفت . آيت اللّه حاج سيد مهدى روحانى به نقل از پدر و عمويش ، آيت اللّه حاج ميرزا ابو الحسن و آيت اللّه حاج ميرزا محمود روحانى ، مىگويد : هنگامى كه حاج سيد صادق در سال 1298 ه . ق به قم آمد ، آقاى حاج سيد جواد به گرمى از او استقبال كرد . در آن زمان ، معظم‌له در قم رياست تامه داشت . از آنجا كه وى چيز مهمى از مطالب شيخ انصارى نمىدانست ، و از طرفى حاج سيد صادق به تازگى وارد قم شده بود و چندان موقعيتى نداشت ، مرحوم حاج سيد جواد با ايشان مباحثهء خصوصى داشت و در حقيقت از او استفاده مىكرد . آن مرحوم وصيت كرد كه مهرم را تحويل حاج سيد صادق بدهيد و نماز جنازه‌ام را هم ايشان بخواند » . « 2 » تأليفات از آن فقيه بزرگ ، كتابهاى متعدد در فقه ، اصول ، رجال و حديث برجاى مانده ،

--> ( 1 ) . صحفى ، داستانهاى جالب ، صص 187 - 188 . ( 2 ) . انصارى قمى ، « آيت اللّه سيد صادق قمى » ، مجلهء مسجد ، سال 1378 ، ش 47 ، ص 101 .